استارتاپ, روانشناسی, کارآفرینی و کسب و کار

چالش های زنان کارآفرین از منظر کهن الگوها

امروز افکار و ذهنیات نامرتب و پخش و پلایی که مرا احاطه کرده بود برایتان می نویسم؛ شاید از انسجام کافی برخوردار نباشد اما بهرحال ترجیح دادم بنویسمشان بجای اینکه فراموششان کنم.

در سالهای گذشته دوره های متعددی در سازمان ملل و سازمانهای مختلف برای زنان کارآفرین یا آنهایی که می خواهند کارآفرین شوند برگزار کرده ام. دغدغه هایشان، دردهایشان و خیلی اوقات ناامیدی هایشان را از نزدیک دیده و شنیده ام. این بخش از کارآفرینان زن که اگرچه شاید نام کارآفرین را با خود یدک بکشند اما سهمی  چندانی از استقلال مالی و جایگاه اجتماعی یک کارآفرین ندارند.

اگر چه ظاهرا در جامعه ما عرف این است که مرد نان آور باشد اما به هیچ وجه کم نیستند زنانی که نان آور خانه و خانواده هستند. در کنار این زنان بعضا مردان معتادی حضور دارند که وبال خانواده اند و کودکانی هم هستند در شرف آسیب که خیلی اوقات سر از خیابان در می آورند و برچسب کودک کار می گیرند.

همانقدر که کودکی از یاد آن کودکان رفته، زنانگی هم از ذهن و روح این زنان رخت بربسته است. حمایت هایی از آنها می شود، آموزش هایی هم ارائه می شود اما چون هدفمند، مستمر و سیستماتیک نیستند اغلب نمی توانند از آنها ماهیگیر بسازند لذا همچنان برای فروش تولیداتشان نیازمند کمک هستند و گاها حتی برای تامین خرج خانواده هم مشکل دارند.

در فرهنگ ما کمتر زنانی هستند که بخش جنگجوی خودشان را بموقع یافته باشند و در وادی کسب و کار از آن بهره ببرند. اغلب جنگجو بودن یک زن به معنای کهن الگویی آن در فرهنگ ما نکوهیده بوده و از این بابت است که اغلب زنان بیشتر حامیان توانمندی هستند تا نفر اول. این مطلب در مورد سایر کارآفرینان هم صدق می کند حتی آنهایی که مشکل مالی یا اعتیاد همسر ندارند بازهم ترس های فراوانی دارند که نفر اول یک کسب و کار باشند؛ شاید چون فکر می کنند این کار از آنها مرد خواهد ساخت.

سوالی که مطرح می شود این است که آیا یک زن کارآفرین می تواند بدون قربانی شدن بخش های زنانه اش موفق باشد؟ اگر مجبور  باشد برای تامین خانواده اش چنین مسیری را طی کند آیا راهی وجود دارد که آسیب کمتری ببیند و بهتر از پس این مسئولیت برآید؟ یک زن چطور می تواند بین جنبه های مختلف زندگی اش تعادل ایجاد کند؟

اگرچه این سوالات، سوالات خوبی هستند اما پاسخ به آنها مطلقا ساده نیست.

از سویی دیگر فکر می کنم این مسئولیت اجتماعی همه ی ماست که بدون برچسب بالا یا پایین، دانا و نادان، نیازمند و غنی، به هم نوع خودمان ماهیگیری یاد دهیم؛ هر کدام به شیوه ی خودمان با بضاعت خودمان.

 

Related Posts

4 thoughts on “چالش های زنان کارآفرین از منظر کهن الگوها

  1. شيرين گفت:

    مثل هميشه عاااااااالي بود!
    تو جامعه ما از گذشته اين فرهنگ بوده كه هر وقت يه خانم ميخواد يه كار مهم انجام بده حتما يه مرد به صورت نمادين كنارش هست كه ثابت كنه تنها نيست و يكي بالا سرشه. چون طرز فكر اينه كه چون من يه زن تنهام حتما سرم كلاه ميزارن
    همين فرهنگاي غلط كارو براي ما خانوما سخت تر ميكنه. كار يه خانم خارج از خونه به اندازه كافي سخت هست نيازي نيست سخت ترش كنن چون يه خانم نسبت به يه آقا روحيه لطيف تر و توان جسمي كمتر داره به همين خاطر بايد طاقت بيشتري براي حضور تو بازار كار كه ذاتا سختو خشنه داشته باشه مثل هميشه عاااااااالي بود!
    تو جامعه ما از گذشته اين فرهنگ بوده كه هر وقت يه خانم ميخواد يه كار مهم انجام بده حتما يه مرد به صورت نمادين كنارش هست كه ثابت كنه تنها نيست و يكي بالا سرشه. چون طرز فكر اينه كه چون من يه زن تنهام حتما سرم كلاه ميزارن
    همين فرهنگاي غلط كارو براي ما خانوما سخت تر ميكنه. كار يه خانم خارج از خونه به اندازه كافي سخت هست نيازي نيست سخت ترش كنن چون يه خانم نسبت به يه آقا روحيه لطيف تر و توان جسمي كمتر داره به همين خاطر بايد طاقت بيشتري براي حضور تو بازار كار كه ذاتا سختو خشنه داشته باشه

    1. kiarash.abbaszadeh@gmail.com گفت:

      دقیقا شیرین جان

      به امیدخدا به مرور بهتر میشه

  2. مریم گفت:

    بسیارمطلب جالب وقابل تاملی بودبه عنوان یک زن کارافرین همیشه این سوال برام مطرح بوده که میشه هم زن بودبااحساسات زنانه وهم اینکه یک کارآفرین موفق بودقوی وباقتدار

    1. کیارش عباس زاده گفت:

      مریم عزیز پیشنهاد می کنم تست کهن الگو را هم بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *