کارآفرینی و کسب و کار, مدیریت و رهبری

بحران حال حاضر شرکت ها و کسب و کارها در ایران

بخاطر نوع کاری که انجام می دهم و ارتباط با شرکت ها، مجموعه ها، مدیران و صاحبان کسب و کارها حیطه گسترده ای از سبک های مدیریتی و اداره کسب و کار و افکار و عقاید مختلف را شاهد هستم. کسب و کارهایی که مدیران و صاحبان آنها به شدت دغدغه ی سرپا نگه داشتن و تداوم بقای بیزنسشان را در سر دارند. هنوز  به یاد داریم که چگونه اسنپ ها موجب ریزش شدید مشتریان آژانس ها و تاکسی ها شده اند و مقاومت در برابر تغییر چه به روز این کسب و کارهای سنتی آورده است.

در میان شرکت ها و کسب و کارهای دیگر کم نیستند مدیرانی که هنوز عادت به شیوه مدیریت هیاتی دارند و کم نیستند کسب و کارهایی که در معرض خطر انقراض قرار دارند. بسیاری از این شرکت ها نه به این خاطر که پرسنل خوبی ندارند بلکه به این خاطر منقرض می شوند که مدیران به روز و منعطفی ندارند.

برخلاف تصور و انتظار، مدیران و صاحبان کسب و کار گاها خودشان دلیل اصلی درجا زدن و در نهایت انحطاط شرکت هستند چراکه وقتی قدم در راه تغییر می گذارند به وضوح رصد می شود که همه پرسنل همراه می شوند ولی آنها نمی توانند خودشان را با تغییر وفق دهند و ناچار اصرار به رویه ها و شیوه ها و تفکرات قدیمی خود دارند؛ همان تفکرات و رویه هایی که سرنوشت کسب و کارشان را به بحران و خطر فروپاشی کشانده است.

به راستی سخت است درک و پذیرش این موضوع که سردمدار مجموعه ای خود مشکل اصلی و بحران ساز آن کسب و کار باشد و این واقعیت زمانی ناخوشایندتر و سنگین تر می شود که آن فرد مجبور است بین پذیرش تغییر و جمع کردن شرکت یکی را انتخاب کند.

طی سالهایی که مشاور مدیران عامل و دپارتمان های بازاریابی و فروش بوده ام، درد دل های بسیاری پرسنل را شنیده ام همانطور که پیش تر از آن مسائل و نگرانی های مدیران را می شنیدم.

چقدر سخت است کمک کردن به چنین شرکت ها و سازمانهایی که مدیران ارشد و صاحبان آن برای بهبود کسب و کارشان چشم انتظار تغییر و رشد از طرف پرسنل هستند درحالی که عامل بحران ساز و اصل صورت مساله خودشان اند.

بهرحال این یک دوره ی گذار است که خیلی از شرکت ها و کسب و کارها برای بقایشان ناچارند از شیوه ی فعالیت سنتی به سمت سیستماتیک و حرفه ای تر شدن گام بر دارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *