روانشناسی, نوشته های شخصی

توان پاسخگویی

زمانی که توان پاسخگویی ما در قبال هیجانات، احساسات و رفتارمان کم باشد، بیشتر مجبور به خودسانسوری می شویم تا خودمان را با ارزشها و انتظارات بیرونی سازگار سازیم. این سازگاری برای ما پاداشهای متعددی از جمله تایید اطرافیان و احساس محترم و ارزشمند بودن را به همراه می آورد اما چیزهای دیگری را از ما می دزدد.

همزمان که بیشتر و بیشتر مطلوب دنیای خارج از خودمان قرار می گیریم، از درون تهی تر می شویم چون بهای آن مطلوبیت آتش زدن به خرمن خواسته ها و نیازها و ارزشهای درونی ماست.

لازم است تعادلی میان خواست های درونی و بیرونی ما برقرار شود وگرنه یا از درون له می شویم یا از بیرون.

استفاده افراطی از نقاب های شخصیتی و پنهان کاری های متعدد، انرژی بسیار زیادی از ما می گیرد و متعاقب آن فشار زیاد موجب احساس خشم در ما می شود.

به محض اینکه توان خود را در پاسخگویی (منظور توان برخورد بالغانه است نه لجاجت یا پرخاش) افزایش دهیم، نیاز ما به خود سانسوری و پنهان کاری کاهش می یابد.

بنابراین شاید کمتر مجبور باشیم رفتارهای باارزشی که در نگاه دیگران برچسب بی ارزشی دارد را پنهان یا سرکوب کنیم.

آزادتر، شادتر و باارزشهای واقعی تر زندگی خواهیم کرد چون مقابله با انتقادهای مخرب یا ناآگاهانه ی خودمان و دیگران را بلد هستیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *