قصه های زودفود, کارآفرینی و کسب و کار, مدیریت و رهبری

قاطعیت یا بی مهارتی

بازاریابی چریکی

این مثال را به دفعات سر کلاس شخصیت شناسی MBTI برای حاضرین شرح داده ام.

ما مردها به کرات بی مهارتی را با قاطعیت و صراحت اشتباه گرفته ایم.

بارها پیش آمده است که پرسنل خانم شرکت ها به دلیل اینکه مدیرشان مهارت گفتگوی موثر با آنها را بلد نیست دچار استرس، احساس سرخوردگی و بی ارزشی شده اند و باخود تصور کرده اند که هیچ گاه کارشان دیده نمی شود و به عنوان یک انسان ارزشمند از احترام و توجه کافی برخوردار نخواهند بود. (باقی قصه را می شود حدس زد)

از سن 15 سالگی تجارب کاری پراکنده ای داشته ام و بعد از آن هم با عناوین شکل دهنده، بنیانگذار و یا در دانشگاه با عنوان رهبر پروژه های گروهی نقش برنامه ریزی و تقسیم کار بین اعضا را عهده دار بوده ام. اما همه اینها به هیچ وجه برای حضور موثر بعنوان مدیرعامل یک شرکت (زودفود) کافی نبود.

یادم می آید که تلاش می کردم تا در 23 سالگی بعنوان یک مدیر از خودم قاطعیت بخرج دهم و سایرین را تشویق کنم تا در انجام هر بخش از کارشان جدیت و نظم داشته باشند و روحیه آنها را بالا نگه دارم.

یک بار به یکی از پرسنل خانم شرکت گفتم “این کار را امروز انجامش بدید تموم بشه”

فکر می کردم نهایت قاطعیت و جدیت را به طرف مقابل منتقل کرده ام و او با جدیت و انرژی زیاد به انجام کارش خواهد پرداخت اما چنین نشد و بعدا متوجه شدم که آن خانم بعلت درخواست غیر حرفه ای من دچار استرس زیادی شده بوده و بعد از کندوکاش باز هم متوجه شدم که او احساس کرده که خودش هیچ ارزشی برای من ندارد و تنها چیزی که مهم است کار است و اینکه سر موقع تمام شود.

بعدها آموختم اغلب خانم ها بعلت داشتن فاکتور (F=Feeling) در شخصیتشان، احساسی تر از آقایان هستند و در این قبیل موقعیت ها بسادگی ممکن است جریحه دار شوند و آسیب ببینند (صد البته این خصوصیت آنها عیب نیست و در بسیاری موقعیت ها کلیدی ترین کارکرد شخصیتی است).

الان می دانیم پرسنلی که حالش خوب نباشد، احساس ارزشمند بودن نکند و به اندازه کافی احترام نبیند نه برای خودش خوب خواهد بود و نه برای سازمانش. در بدترین شکل اگر نظام برده داری را هم بخواهیم پیاده کنیم و تمام ارزشهای انسانی را نادیده بگیریم بازهم پرسنلی که احساس خوبی دارند عملکردشان و بهره وری شان برای سازمان یا شرکت بالاتر از دیگران خواهد بود.

امروز اگر نیاز باشد از کسی درخواست کنم تا کاری را به سرعت انجام دهد به گونه ای متفاوت با او سخن خواهم گفت.

به او اطمینان خواهم داد تا از حمایت و پشتیبانی کامل من برخوردار خواهد بود و یادآور خواهم شد که خود او برایم بسیار با ارزشتر از کاری است که قرار است در آن مدت انجام دهد.

One thought on “قاطعیت یا بی مهارتی

  1. شراره گفت:

    چه تجربه خوبی مرسی که تجربیاتت رو با مخاطبهات شر میکنی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *