مذاکره, موفقیت

ظرفیت تحمل موفقیت دیگران (رویکرد برنده-برنده)

دیدن موفقیت دیگران

دیدن موفقیت دیگران

در فضای رقابتی حاکم بر جامعه ایران که شامل تحصیلات، شغل، ازدواج و بسیاری موارد دیگر می شود اینطور استنباط می شود که غالب افراد تحمل موفقیت دیگران را ندارند.

نگاه سیستمی: وقتی در دراز مدت شخص توانایی تحمل موفقیت و رشد اطرافیان اعم از دوست، همکار، هم کلاسی، هم دانشگاهی و غیره را ندارد؛ این فشار و ناراحتی درونی خود را به شکل های متفاوتی به دنیای بیرون منعکس می نماید. (این مطلب از نگاهی دیگر می تواند مصداق مذاکره برنده-بازنده  یا بازنده-بازنده  نیز باشد بدین صورت که اگر من رشد می کنم او رشد نکند یا حداقل به اندازه من رشد نکند و اگر من رشد نمی کنم او هم رشد نکند).

به عبارت دیگر فشاری که از موفق شدن دیگران در درونمان احساس می کنیم به چند روش نمود پیدا می کند:

–          در صورتی که نمود بیرونی پیدا نکند از درون موجب احساس فشار و گاهی خشم می شود که بدنبال راهی برای تخلیه می گردد.

–          فرد به دنبال راه هایی می گردد تا موفقیت فرد مقابل را ناچیز یا کم ارزش جلوه دهد.

–          فرد وارد سیاست ورزی، تظاهر و نیرنگ می شود.

–          این فشار درونی، در بهترین حالت شاید باعث ایجاد رقابت شود و این رقابت در صورت سالم بودن می تواند موجب رشد شود و در حالتی که رقابت سالم نباشد موارد دوم و سوم اتفاق می افتد یعنی اگر فرد نمی تواند خود را بالا بکشد، تلاش خواهد کرد حداقل طرف مقابل را پایین بکشد تا اختلاف سطح موفقیت کمتر شده و کمی از فشار درونی کاهش یابد.

در این میان بنظر می رسد عزت نفس افراد در کنار باورهای شخصی او که از ناشی از رویکرد کودکی به زندگی در سالهای اولیه تولد است نقشی پررنگ ایفا می کنند. به علت پیچیدگی این موضوع در اینجا به آن ورود پیدا نمی کنیم اما مطالعه مبحث پیش نویس زندگی (TA) و شناسایی عقده ها و خلا های روحی که از دوران کودکی به همراه ما هستند می توانند انسان را در این مسیر یاری رسانند.

برای آنکه از بحث دور نشویم باید اشاره کرد که کار به همین نقطه ختم نمی شود چرا که در یک سیستم گسترده که اسم آن می تواند جامعه، شرکت یا سازمان، دانشگاه، کلاس و هر سیستم دیگر باشد پس از جهت گیری ما نسبت به موفقیت افراد و نمود پیدا کردن رفتار ما که ناشی از افکار و احساس ما نسبت به درخشیدن دیگران است، دیگران نیز به مرور جهت گیری های خود را تغییر خواهند داد. بدین صورت که مثلا وقتی ما طاقت دیدن برتری یا ترفیع شغلی همکارمان را نداریم و زیرآب او را پیش همکاران و مدیران ارشد می زنیم، پس از مدتی رفتار ما باعث تنزل درجه یا تخریب جایگاه و وجهه او می شود تا ما احساس بهتری پیدا کنیم در حالی که طرف مقابل در حال تحمل احساس فشار و ناراحتی زیادی است. این پروسه بارها برای افراد اتفاق می افتد و هر بار داغ تازه ای بر دل آنان می نشاند تا در نهایت فرد داغ دیده تصمیم می گیرد به تغییر رویکرد و انجام رفتار مشابه.

اینجاست که نیروی عکس العمل از طرف سیستم به عمل ما وارد می شود و دیگران نیز چشم دیدن موفقیت یا درخشیدن ما را  نخواهند داشت. به مرور شرایط روانی ای پیش می آید که هیچ کس ظرفیت تحمل موفقیت دیگری را ندارد و هر شخصی بخواهد موفق شود توسط دیگران پایین کشیده می شود. احتمالا رشد کردن و بالا رفتن از نردبان ترقی در چنین سیستمی ناممکن و یا بسیار سخت خواهد بود چرا که تا زمانی که فرد شبیه و هم سطح دیگران است با مخالفت روبرو نمی شود اما به محض اینکه بخواهد تمایز ایجاد کند، رشد کند یا بدرخشد بطور جدی از سوی دیگران با او مقابله می شود که نتیجه آن یا ترک سیستم و یا ماندن و تداوم همرنگی است.

شاید اگر می خواهیم رشد کنیم، یک راه این باشد که در خودمان ظرفیت تحمل موفقیت دیگران را افزایش دهیم؛ سیستم نیز دیر یا زود به آن پاسخ خواهد گفت.

                             تو نیکی میکن و در دجله انداز                            که ایزد در بیابانت دهد باز

شاید نگاه برنده-برنده اگرچه همه جا قابل اجرا نباشد اما در مجموع بتواند بیشتر رضایت درونی و خوشحالی ما را تامین نماید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *