موفقیت

چیزهایی که توی دانشگاه یادتون نمیدن (قسمت اول)

خودفریبی  زمانیست که فکر می کنیم می توانیم دنیای بیرونمان را تغییر دهیم بدون آنکه دنیای درونمان تغییر کند.

باورهای درونی ما صرف نظر از درست و غلط بودن، مفید و مضر بودن و قوی و ضعیف بودن آنها، پیشنویس ناخودآگاه زندگی ما را شکل می دهند. بعد از آن ما این برنامه ریزی درونی را با باورهایمان، با عادت هایمان و با رفتار هر روزمان زندگی می کنیم. در نهایت رفتار هر روز ما سرنوشت ما را می سازد.

عادت های ما، دستاوردهای ما، اهدافی که در زندگی انتخاب می کنیم، چشم انداز ما نسبت به موفقیت شغلی و پول، همه و همه تحت کنترل پیشنویس درونی ما قرار دارند. درواقع برنامه ریزی درونی کیفیت زندگی ما را کنترل می کند. همه این برنامه ریزی نه بر اساس واقعیت ها بلکه بر اساس باورهای ما شکل می گیرد.

درواقع همانقدرکه باورهای ما مانند کلمات ساده اند، همانقدر در زندگی ما موثر و گاهی خطرناک هستند.

زندگی ما همان باقی خواهد ماند مگر آنکه سناریو و پیشنویس زندگی خود را دوباره از نو بنویسیم. این بار آگاهانه و با کمک بخش بالغ خودمان.

زمانی که باورهای درونی ما تغییر می کند، شخصیت و متعاقب آن شرایط زندگی و همینطور شرایط اقتصادی ما نیز تغییر می کنند.

اما ضمیر ناخودآگاه که کنترل کننده رفتارهای ماست برای تغییر نیاز به زمان دارد.

برنامه ریزی درونی ما کنترل کیفیت زندگی هر یک از ما را در  دست دارد . این بر

نامه ریزی نه براساس واقعیات بلکه بر اساس باورهای ما شکل گرفته است.

 

حقیقت این است که همه ما این قدرت را داریم تا زندگی شاد و موفقی داشته باشیم و از آن لذت ببریم و این زمانی محقق می شود که بیاموزیم چگونه از نیروی درونی خود استفاده کنیم. تراژدی غمناکیست که فقط عده معدودی از مردم این حقیقت را درباره خودشان کشف می کنند.

زندگی و تقدیر ما همان باقی خواهد ماند مگر آنکه آگاهانه آنرا تغییر دهیم و سناریوی زندگی خود را که به تعبیر مکتب تحلیل تبادلی اریک برن(TA) بوسیله کودک در چهار سالگی به مرحله تصمیم گیری درباره خود، دیگران و دنیا می رسد و تا هفت سالگی جزئیات آن تکمیل می گردد، دوباره از نو بنویسیم اما این دفعه با بخش بالغ و خودآگاه خودمان.

وقتی باورهای درونی ما تغییر می بابند، شخصیت و شرایط ما نیز بطور خودکار تغییر می کند.

 

صرفا دانستن و اطلاعات داشتن نمی تواند منجر به تغییر باورهای درونی و یا تغییر پیشنویس ناخودآگاه ما شود. سمینارها و دوره های آموزشی مختلف فقط می توانند برای مدت کوتاهی آن هم  بصورت موقتی کیفیت زندگی ما را بالا ببرند. اما در این بازه زمانی کوتاه، عادت ها، باورها و رفتارهای ما تغییر نمی کنند. تجربه نشان داده است که تنها 5  درصد افرادی که دوره های آموزشی و سمینارها را شرکت می کنند به اندازه کافی و به مدت زمان لازم دانش بدست آمده از آن دوره را بکار می گیرند تا منجر به تغییر رفتار دائم(رفتار خودکار) شود.

بعد عقلانی و فکری ” من فکر می کنم” بخش خودآگاه و منطقی ای است که به تصمیم گیری، حل مسائل و یادگیری می پردازد. بطور کلی همه یا بخش اعظم تحصیلات شما به این بخش مربوط می شود.

بعد احساسی ” من احساس می کنم” آن بخشی است که دارای احساسات و عواطف است. بدون هیچ دلیل منطقی شما یک روز احساس شادابی و نشاط می کنید و روزی دیگر احساس کسلی و کرختی.  شخصی از شما تعریف می کند و شما احساس خیلی خوبی پیدا می کنید. شخص دیگری شما را ناراحت می کند و شما به سرعت عصبانی می شوید و در صدد تلافی بر می آیید.

بدون آنکه آگاه شوید، احساسات شما بیشتر تصمیمات آگاهانه شما را تحت تاثیر قرار می دهند. در نبردی بین احساسات شما با دانش شما یا قدرت اراده شما، بطور متوسط 85 درصد موارد احساسات شما پیروز است. بخش منطقی شما “من فکر می کنم” تقریبا همیشه بوسیله بخش احساسی شما “من احساس می کنم” کنار گذاشته می شود.

اما احساسات شما از کجا می آیند؟ چطور می توانید آنها را کنترل کنید؟ آیا اصلا قابل کنترل هستند؟

برای پاسخ دادن به این سوالات باید در مورد بخش “من هستم” که بخش خلاق و ناخودآگاه شماست بیشتر بدانیم.

 این بعد قدرتمند شامل ارزشها، باورهای شخصی، چشم انداز احتمالات زندگی شما و همه برنامه ریزی درونی شما می شود. (پیشنویس زندگی شما)

مکانیزم خلاقی برای هدف گذاری و توانایی حل مساله شما وجود دارد. این بعد معنوی و روحانی شماست که هیچ گاه نمی خوابد. این بخش علائمی از بینش را به بخش منطقی “من فکر می کنم” می فرستد. همینطور این بخش بدون اطلاع بخش خودآگاه شما بشدت تصمیمات شما را تحت تاثیر قرار می دهد. تحصیلات و آموزش های سنتی به هیچ وجه به این بخش عمیق ناخودآگاه حتی نزدیک هم نمی شوند.

این برنامه ریزی پویای بعد “من هستم” است که عادت های اقتصادی و اهداف زندگی که شما برای خود معین می کنید را کنترل می نماید. هیچ کدام از اینها را شما در مدرسه یاد نگرفته اید. شرایط بیرونی اقتصادی و مالی شما تغییر نخواهد کرد تا زمانی که شما پیشنویس زندگی مالی و اقتصادی خود را در بخش “من هستم” از نو بنویسید.

فقط عده کمی از مردم درتمام دنیا این را می دانند.

 این اتفاق با بازنویسی پیشنویس زندگی به حقیقت می پیوندد و زندگی شما تغییر میکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *